خدا کجاست؟

میخواهم پرواز کنم

رد پا

….

میگن خدا همین وراست .. تو ذهن خواب من و تو !

یه جایی که تا برسی .. میگن که دیره و برو !

میگن اگه صداش کنی , به قلب تو سر میزنه ..

چقدر صدات کنم خدا ؟  بیا که پایان منه  ..

 

 

 

تو گریه ی ستاره ها سر رو جاده ها میذارم

نیماد صدای پات .. روبه آسمون میبارم

من نشستم بعد پایان .. تو بیا منو شروع کن

شمعی تنها رو به بادم  .. تو غروب من طلوع کن

پنجره ی امیدمو رو به خدا باز میکنم

اونم منو نمیبینه .. گریه رو آغار میکنم ..

تو التهاب گمشدم .. کسی به یاد من نبود ..

دنبال رد پای تو .. منو به انتها رسوند ..

افتادم از چشم خدا .. شکسته بال لحظه هام

تکیه کرده غم دنیا ..  رو دل خسته ی تنهام

منم اون که مونده پاییز ..  زیر بارون جدایی

تو منو ببخش ندارم .. جز تو هیچ کس و خدایی



+نوشته شده در دو شنبه 13 تير 1390برچسب:,ساعت1:2توسط نادیا | |